حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
69
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
امير المؤمنين على و معاويه و عمرو عاص را در يك روز بقتل برسانند تا بعد مسلمين هركس را كه صلاح دانستند بخلافت اختيار كنند براى اين كار هريك تيغى زهرآلود برداشتند و از مكه كه محل توطئه بود هر كدام به محل مأموريت خود يعنى كوفه و شام و مصر حركت نمودند . مأمور قتل عمرو عاص ديگرى را باشتباه بجاى والى مصر كشت و گرفتار شده كشته شد . مأمور شام هم اگرچه معاويه را ضربتى زد ولى كارى نبود و خود بقتل رسيد تنها عبد الرّحمن بن ملجم مرادى موقع نماز صبح در مسجد كوفه علىّ بن ابيطالب را زخم زد و حضرت بر اثر همان سه روز بعد پس از پنجسال سه ماه كم خلافت وفات يافت و در جوار كوفه يعنى در محلّ نجف حاليه به خاك سپرده شد . خلافت امام حسن ( 40 - 41 مدت آن پنج ماه ) بعد از كشته شدن حضرت امير مردم شام كه سابقا بامارت با معاويه بيعت كرده كرده بودند خلافت او را تصديق نمودند اهل كوفه هم با امام حسن پسر ارشد على بن ابيطالب دست بيعت دادند و او را بجنگ با معاويه و گرفتن شام تحريض نمودند . امام حسن با لشكريانى كه پدرش مقارن كشته شدن براى دفع معاويه تهيه ديده بود از كوفه عازم مداين شد ليكن در اين نقطه در ميان سپاه او فتنه و نفاق رخ داد و امام چنين صلاح ديد كه براى جلوگيرى از خونريزى با وجود مخالفت برادرش امام حسين با معاويه از در آشتى درآيد . به همين عزم نامهاى بمعاويه نوشت و خلافت را به او واگذاشت به شرط آنكه معاويه بشيعيان على آزار نرساند و بيت المال كوفه را به او واگذارد و از دشنام بپدرش در حضور او خوددارى نمايد . معاويه اين شرايط را پذيرفت اگر چه بعهد خود وفا نكرد . به اين شكل خلافت خلفاى راشدين در ربيع الاول سال 41 خاتمه پذيرفت و در اين مرحله نوبت ببنى اميه دشمنان ديرينه بنى هاشم و بنى مطّلب رسيد . امام حسن پس از تسليم خلافت بمعاويه بمدينه رفت و در آنجا مقيم بود تا در همان شهر او را بقول مشهور يكى از زوجاتش مسموم نمود .